روزگار من

روزگار من
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

۸۳ مطلب با موضوع «اجتماعی» ثبت شده است

پنجشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۵، ۱۰:۰۳ ق.ظ

بودجه

هر از گاهی طرح هایی برای مشورت به من ارجاع میشه


متاسفانه اکثر این طرح ها بدرد نمی خورن و بیشتر وسیله ای برای کاسبی یه عده هستن!


میگن یکی از رموز موفقیت دولت آلمان هیتلری


بهادادن اون ها به نوآوری ها و ابداعات و فکر متخصصین بوده


در نتیجه آلمان اون روز از همه کشورهای دنیا پیشرفته تر بود و تقریبا یک تنه سال ها با سایر ابرقدرت ها جنگید


اما اوضاع در مملکت خودمون


توی ایران بودجه پژوهشی رقم بسیار بالایی هست


و متاسفانه هر چیزی که توش پول باشه، آدم سوء استفاده گر هم داره


خیلی از طرح هایی که برای گرفتن بودجه های پژوهشی کلان درخواست میدن، واقعا به هیچ دردی نمی خورن


اما چون اسم تعدادی از مسئولان پشتش هست، انتظار نظر کارشناسی مساعد!!!! هم دارند


من سعی می کنم منافع مملکت رو لحاظ کنم و معمولا این طرح ها رو رد می کنم


در نتیجه این عزیزان طرح های خودشون و آشناهاشون رو پیش من نمی فرستند


یه عده از طرح ها هم هستن که هر چند کار خوب و بدرد بخوری هستن


اما میزان بودجه دریافتی تناسبی با حجم کار نداره


یه طرحی رو همین چند روز پیش خوندم که میزان بودجه درخواستی اون 500 برابر تخمین هزینه من بود!!!!!


باز هم متاسفانه گروهی از بی سوادی تصمیم گیران استفاده می کنن و 4 تا کلمه قلمبه سلمبه می چسبونن به کارشون و هزینه ها رو خیلی بالا می برن


در حالی که در واقع خر همون خره اما پالانش عوض شده


صبحی مسئول مربوطه تماس گرفته بود و می پرسید صفرها رو درست نوشتی؟


خخخ


حیف این پول ها که میلیاردی جیب یه عده نالایق رو پر می کنه اما بسیاری از پژوهشگران و طرح های بسیار بسیار مفید لنگ چندرغاز پول هستند...


------

قم جدا از حرم حضرت معصومه سلام الله علیها


شبیه یک روستای بزرگ بی کدخداست!


نمی خوام غرغر بزنم اما خیلی جاها بدیهیات رو رعایت نمی کنن


مثلا  عکس زیر مربوط به کوه خضر هست که بازدیدکننده های بسیار زیادی داره و گروه گروه از مردم از این کوه بالا میرن



نزدیک 40 ساله انقلاب شده و مسئولان قم نمی تونن بگن که بودجه نداریم!


اما راه دسترسی به بالای کوه بسیار بد بود


بسیار بسیار بد و خاکی و شیب تند و حتی پرتگاه های بدون حفاظ


گروه گروه پیرمرد و پیر زن و بچه هم ازش بالا میرن (بازدیدکننده ها واقعا زیادن)


اون بالا هم دیدیم حال یه خانم مسن بهم خورده بود


بندگان خدا بستگانش هر چی میگشتن نه خبری از اورژانس و هلال احمر بود


نه هیچ کمکی غیر از خود مردم


در حالی که جایی با این همه بازدیدکننده نیاز به حداقل یه تیم هلال احمر داره


یکی پاش در بره. از کوه بیوفته


یا مثل همین خانم مسن در اثر ارتفاع و بالارفتن از کوه اتفاقی براش بیوفته


هیچ کسی به داد نمی رسه


--------------

یکی از دوستان پیشنهاد کرد که سریال مردگان متحرک رو ببینم


یکی دو قسمت دیدمش و خوشم نیومد


اما چیزی که برام جالب بود نصب پرچم آمریکا در بسیاری از مکان ها بود


یک جور حس میهن پرستی و غرور رو به بیننده آمریکایی القا می کنه


اما در مملکت خودمون!


تصویر زیر ساختمون اصلی وزارت خارجه هست که هفته پیش از جلوش رد شدم و در کمال تعجب دیدم خبری از پرچم کشور نیست!



(عکس از اینترنت هست اما صحنه واقعیش هم بدون پرچمه)


متاسفانه به این مسائل اصلا توجه نمی شه


حتی برای ساختمان هایی که به دلیل تماس با خارجی ها باید بیشتر مورد توجه باشند


-----

شب جمعه هست رفقا


درگذشتگان رو فراموش نکنید


یه فاتحه ای هر چند مختصر براشون بخونید


حالش رو ندارید 5 تا صلوات بفرستید واسشون


جمعا 10 ثانیه هم نمیشه


-------------

یه مدتی در خدمتتون نخواهم بود


حلال کنید

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۰:۰۳
سعید
پنجشنبه, ۱ مهر ۱۳۹۵، ۰۷:۳۷ ب.ظ

ع. د.

سلام

شب جمعه هست رفقا

درگذشتگان رو فراموش نکنید

حتی اگر یک فاتحه یا صلوات خشک و خالی باشه

به بی کسی و تنهایی اون ها رحم کنید

----------

دیشب مهمون داشتم

یکی از دوستان قدیمی از شهرستان اومده بود

امروز پرواز داشت

تقریبا از اذان مغرب تا اذان صبح به مباحثه علمی گذشت

خیلی لذت بخش بود

اصلا متوجه گذر ساعات نبودیم

حیف که اینگونه موقعیت ها خیلی کم پیش میاد و با فاصله گرفتن من از دانشگاه

روز بروز هم کمتر میشن

و هزاران حیف که کسی قدر این آدما رو نمیدونه و همشون در فکر رفتن هستند

خاک بر سر این مدیران

------



۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۵ ، ۱۹:۳۷
سعید
دوشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۸:۲۸ ب.ظ

عید غدیر مبارک باد




۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۲۸
سعید
دوشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۶:۲۰ ب.ظ

ورودی

سلام

این روزها کم کم دانشگاه ها در حال بازگشایی هست

امروز برای انجام کاری به دانشگاه رفته بودم که تصمیم گرفتم یه سری هم به دانشکده بزنم

سه تا از ورودی های جدید رشته مون رو دیدم

هنوز باورم نمیشه این ها چطوری قبول شدن

مثلا دانشجوی دکترای مملکت هستن اما اطلاعاتشون ...

سال به سال بی سوادتر ...

فکر می کنم مشکل از این موسسات کنکور هست!

طرف با خوندن 4 تا نکته و تست میاد بالا

بدون این که اصلا درک درستی از مطالب داشته باشه

-------

قدیم ها تربیت مدرس خیلی ساپورت پوش نداشت!

بودن تک و توک مواردی

اما بسیار در اقلیت بودند

اما ورودی جدیدها!

خیلی شبیه دانشجوهای سابق نیستند

شاید چون دهه هفتادین!!!

بعضی هاشون که دانشگاه رو با جاهای دیگه اشتباه گرفتن!

درسته که همین نزدیکی ها (دانشگاه تهران)

از این موجودات داشت

اما خوب پیش ما خیلی سابقه نداشت!

---------

این روزها مگس سفید خیلی زیاد شده

آدم میترسه دهانش رو تو خیابون باز کنه

یه گله از این ها بپرن تو!

---------

هوا عالیه

اگر مسافرت نمیرین

حداقل شهرخودتون رو بگردید

کوهی بیابونی جایی!

هر چند تفریحات برای ملت تنبل ما به معنی جاده شمال و جوج و قلیونه

اما باور کنید کوه و دشت و بیابون هم زیباست


۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۲۰
سعید
پنجشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۵، ۰۸:۴۰ ب.ظ

مکافات1

خانواده ای در همسایگی ما زندگی می کردند که متشکل بودند از یک پیرمرد و پیرزن و 4 فرزند
فرزندان ازدواج کرده بودند و معمولا آخر هفته ها همشون به خونه پدربزرگ و مادربزرگ می اومدند و خوش بودند
گذشت تا این که چند سال پیش پدربزرگه مرد
فرزندان گرامی هم هرچی صبر کردند دیدند مادرشون نمیمیره تا خونه پدری رو تصاحب کنند
این بود که از مادر پیرشون به بهانه ای وکالت گرفتند و خونه رو فروختند و پیرزن بیچاره رو آخر عمری اجاره نشین کردند!

نمی خوام موعظه کنم
اما دیدن این پیرزن که با داشتن 4 فرزند چون خرس!!! (همشون هیکلی هستن) باید با هزار بدبختی برای خریدهای ساده متحمل زحمت میشد برای من سخت بود
بالاخره بعد 5 سال مستاجری، پیرزنه هم تو این روزها فوت کرد

خداییش این کارها رو نکنین
زشته!
-------------
شب جمعه هست رفقا

حواستون به درگذشتگانتون باشه

فاتحه ای براشون بفرستید

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۴۰
سعید
سه شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ۰۵:۱۷ ب.ظ

طاق کسری

هوای این روزها خیلی خوبه

نه گرمه و نه سرد!

برای گشت و گذار ازش استفاده کنید

حتما نباید به شهرهای دور برید

تو همین شهر خودتون هم جاهای دیدنی کم نیست

فقط باید تنبلی رو کنار بگذارید و برید بگردید!


----

از دانشجویان دانشگاه ما بعید بود!

سه روزه که تجمعات ادامه داره و هنوز کوتاه نیومدن

خیلی جالبه!

داره کم کم به زیر طاق کسری! هم کشیده میشه و شاید هم روزهای آتی به خیابون ها!

----

بعدا نوشت!

ظاهرا دانشجویان شریف و امیرکبیر هم به این حرکت می پیوندند...

چرا کسی نیست که مدیریت بلد باشه؟




۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۱۷
سعید
يكشنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۴۲ ب.ظ

تجمع

من که تو جمع نبودم

اما اینطور که دوستان میگن

در تجمع اعتراضی امروز

رئیس دانشگاه از لفظ "بی شعور" برای دانشجویان استفاده کرده

سال ها تربیت مدرس بودم و یادم نمیاد هیچ مسئولی در "درّه التّاج دانشگاهی کشور"

از این لفظ استفاده کرده باشه اون هم خطاب به صدها نفر!

چرا بعضی ها مدیریت بلد نیستن؟

یه تجمع ساده صنفی رو چرا دارن به بحران تبدیل می کنن؟


۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۴۲
سعید
شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۵، ۰۷:۱۵ ب.ظ

مردانگی

اون قدیم‌ها، نسل خودمون مثلا

پسرها یه نوع غرور خاصی داشتند! یک چیزی که در اصطلاح بهش مردانگی گفته میشد

این قدر نازک نارنجی نبودند. صبر و تحمل زیادی از خودشون نشون میدادند و ...

(البته همه که نه. اکثریت این طور بودند. حداقل در میان اطرافیان خودم اینطور بود)

اما الان

نمی دونم تاثیر هورمون ها و یا شبه هورمون های زنانگی هست

یا معلم های زن دوره ابتدایی

یا کم بودن تعداد فرزندان

یا ...

رفتارهاشون بسیار بسیار دخترانه هست

اون زمان ها پسر میتونست لوس باشه؟

این ادا و اطوارها رو میتونست دربیاره؟

این قدر نازک نارنجی باشه؟

گاهی اوقات آدم به مردانگی این ها شک میکنه


در عین حال بسیار بسیار بی‌ادب و بی‌حیا هستن

اون زمان ها درسته که در جمع های پسرونه خیلی حرف ها زده میشد و خیلی اعمال هم انجام میشد

اما جلوی خونواده و زن و همسر مردم حدی رو نگه میداشتن

یه چیزی از شرم و حیا حالیشون بود

الان طرف میاد وسط خیابون راحت هر چیزی و میگه و هرکاری رو میکنه


متاسفانه وضعیت دخترها هم بحرانی هست!

من دوره تحصیلم بیشتر هم کلاسی های دانشگاهم خانوم بودند

و چون از من جزوه میگرفتن! سلام علیکی هم با خیلی هاشون داشتم!

در تمام اون زمان ها ندیدم خانومی بلند فحش بده

اون هم فحش های مردونه!

تنها یک مورد به خاطرم هست

که پیرزنی بود که در کوچه به یک دزد فحش میداد و کلمات جنسی استفاده می کرد

اما الان

تو کوچه و خیابون و مترو و ...

فحش های مردونه هست که مثل نقل و نبات!!! از دهان دختران نسبتا کم سن و سال شنیده میشه

خدا به داد نسلی برسه که این ها می خوان تربیتش کنن!

بماند که 76% این عزیزان در دوره دبیرستان رابطه جنسی دارند

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۵ ، ۱۹:۱۵
سعید
جمعه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۰۷ ق.ظ

ناصر خسرو

سلام

به این دو متن توجه کنید

 عباراتی که در "" گذاشته شدند از ناصر خسرو هستند

"دوازدهم محرم سنه ثمان و ثلثین و اربعمائه از قزوین برفتم به راه بیل و قبان که روستاق قزوین است. و از آن جابه دیهی که خرزویل خوانند. من و برادرم وغلامکی هندو که با ما بود زادی اندک داشتیم. برادرم به دیه رفت تا چیزی از بقال بخرد، یکی گفت که چه می‌خواهی بقال منم. گفتم هرچه باشد ما را شاید که غریبیم و برگذر. گفت هیچ چیز ندارم. بعد از آن هر کجا کسی از این نوع سخن گفتی، گفتمی بقال خرزویل است."


در قسمت اول میبینیم که ناصر از دهی میگذشته و بقال ده چیزی بهش نفروخته و ناصر و برادر و غلامشون، گرسنه موندن. شاید اون بقال از چیزی عصبانی بوده (یا هر چیز دیگری) و به ظن خودش فقط یک بداخلاقی ساده با یک مسافر عبوری انجام داده. اما اسم دهشون صدها سال هست که بد در رفته!


خیلی از رفتارهای به ظاهر کوچیک ما، اثرات غیر قابل پیش بینی دارند. خیلی از دعواها و قتل ها و ... سر همین بی توجهی های ساده اتفاق می افتند. کمی بیشتر به رفتارهامون دقت کنیم!


اما حکایت دوم

"در وقتی که من به شهر اسوان بودم دوستی داشتم که نام او ذکر کرده ام، او را ابوعبدالله محمدبن فلیج می‌گفتند. چون از آن جا به عیذاب می‌آمدم نامه نوشته بود به دوستی با وکیلی که او را به شهر عیذاب بود که آنچه ناصر خواهد به وی دهد و خطی بستاند تا وی را محسوب باشد. من چون سه ماه در این شهر عیذاب بماندم و آنچه داشتم خرج کرده شد از ضرورت آن کاغذ را بدان شخص دادم. او مردی کرد و گفت والله او را پیش من چیز بسیار است چه میخواهی تابه تو دهم تو به من خط ده.

من عجب کردم از نیک مردی آن محمد فلیج که بی سابقه با من آن همه نیکویی کرد و اگر مردی بی باک بودمی و روا داشتمی مبلغی مال از آن شخص به واسطه آن کاغذ بستیدمی. غرض من ازآن مرد صد من آرد بستدم و آن مقدار را آن جا عزتی تمام است و خطی بدان مقدار به وی دادم و او آن کاغذ که من نوشته بودم به اسوان فرستاد و پیش از آن که من از شهر عیذاب بروم جواب آن محمد فلیج باز رسید که آن چه مقدار باشد هر چند که او خواهد و از آن من موجود باشد بدو ده و اگر از آن خویش بدهی عوض با تو دهم که امیرالمومنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیه فرموده است المومن لایکون محتشما و لا مغتنما.

و این فصل بدان نوشتم تا خوانندگان بدانند که مردم را بر مردم اعتماد است و کرم هر جای باشد و جوانمردان همیشه بوده‌اند و باشند"


در قسمت دوم هم میبینیم که مردی گمنام در جنوب مصر به نام محمدبن فلیج، جوانمردی می کنه و به ناصر خسرو نوشته ای میده تا بتونه در صورت نیاز در شهری دیگه، از وکیلش مقداری جنس یا پول بگیره. من از جوانمردی این مرد خوشم اومد و باعث شد، هزار سال بعد مرگش، فاتحه ای براش بخونم. مسلما در این هزار سال اخیر هم بسیاری حین خوندن سفرنامه ناصر خسرو چنین کردند. باز هم جالبه که کمک مردی به یک غریبه میتونه حتی بعد هزار سال برای آدم خدابیامرزی به همراه داشته باشه! حواسمون به رفتارهامون باشه. فرقی نمی کنه طرف مقابلمون پیر باشه یا جوون. بچه باشه یا بزرگ! انسان باشه یا حیوان و گیاه! همه چیز بر اساس دو دو تا چهارتا نیست!

 

شب جمعه هست. درگذشتگان رو فراموش نکنید

ادب فارسی چقدر غنی هست. حیف که قدر نمیدونیم

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۵ ، ۰۲:۰۷
سعید
شنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۱۰ ب.ظ

میلاد امام رضا علیه السلام مبارک

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۱۰
سعید