روزگار من

روزگار من
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پنجشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۴، ۱۱:۱۹ ب.ظ

اصالت پول

ابتدا سرقت از تلگرام!

نقل کرده اند بهلول چوبى را بلند کرده بود و بر قبرها مى زد.

گفتند: چرا چنین مى کنى ؟

بهلول گفت : صاحب این قبر دروغگوست ، چون تا وقتى در دنیا بود دایم مى گفت : باغ من ، خانه من ، مرکب من و... ولى حالا همه را گذاشته و رفته است و اکنون هیچ یک از آن ها، مال او نیست که اگر مال او بود حتما با خود برده بود


شب جمعه هست

اسیران خاک رو فراموش نکنید

-------------

خبر مال اواخر شهریور بود


اما من تازه دیدمش!



این آقای 32 ساله، یک شبه ثروتش رو چند برابر کرد


اون هم با شیشه کردن خون مردم


خبر رو در ادامه میگذارم


بهای داراپریم که زمانی ۱ دلار برای هر قرص بود، در سال‌های اخیر به بهای ۱۳.۵۰ دلار (سیزده دلار و پنجاه سنت) به فروش می‌رفت اما شرکت تورینگ ناگهان این قیمت را به ۷۵۰ دلار افزایش داد


مدیر شرکت داروسازی تورینگ که ماه پیش حق تولید داروی «درپریم» را از یک شرکت دیگر خریده است قیمت دارویی را که هر عدد از قرص هایش سیزده دلار و نیم بود به دانه ای هفتصد و پنجاه دلار رسانده است.
به گزارش مونیتورینگ خبرگزاری صدا و سیما، رادیو تصویری بی بی سی فارسی در گزارشی از سام فرزانه از واشنگتن، افزایش پنج هزار درصدی قیمت قرص دِرپِریم در آمریکا را مورد بررسی قرار داد.
خبرنگار بی بی سی گفت: دِرپِریم که تا چند وقت پیش ارزش مس داشت در دستان مدیر یک شرکت داروسازی طلا شد. مدیر شرکت داروسازی تورینگ که ماه پیش حق تولید این دارو را از یک شرکت دیگر خریده است قیمت دارویی را که هر عدد از قرص هایش سیزده دلار و نیم بود به دانه ای هفتصدوپنجاه دلار رسانده است.
مارتین شکرلی، مدیر شرکت تولیدکننده قرص درپریم در توضیح این عمل خود گفت: یک شرکتی بوده که آستین مارتین(نوعی خودرو لوکس) را به قیمت دوچرخه می فروخته است، ما این شرکت را خریدیم و حالا آستین مارتین را به قیمت تویوتا می فروشیم. به نظرم این جرم نیست. ما به قیمت بسیار مناسبی می فروشیم که از دست بازار و شرکت قبلی در رفته بود. با سود آن هم کار بسیار خوبی انجام می دهیم و آن را به دست بیماران باز می گردانیم.
خبرنگار بی بی سی افزود: جمله ای را که شنیدید باید از چندین جهت توضیح داد. اول اینکه آستین مارتین اتومبیل گران قیمتی است که این آقا دارویش را با آن مقایسه کرده است.
دکتر حمیدرضا ستایش که پانزده سال از مدیران سازمان ملل در برنامه های مربوط به بیماری ایدز در خاورمیانه و آفریقا بوده است در این باره گفت: اشکال همین جا است، یعنی دارو را، که با جان انسان ها سر و کار دارد، نمی شود با یک ماده مصرفی مثل اتومبیل مقایسه کرد. این دارو برای درمان بیماری «توکسوپولوس موسیز» استفاده می شود. خیلی ها در جامعه انسانی دارند، یعنی در بعضی از کشورها تقریبا همه جمعیت ها دارند ولی معمولا هیچ عارضه ای از خودش نشان نمی دهد. عارضه هایی که نشان می دهد در خانم های باردار است که می تواند باعث سقط بشود و در موارد خاص این دارو مؤثر است. این دارو در بیماری های نقص سیستم ایمنی یا در سرطان های خیلی پیشرفته استفاده می شود.
ستایش افزود: می گویند هزینه تحقیق و توسعه یک دارو از وقتی که شروع می شود تا وقتی که به بازار می رسد یک میلیارد دلار و شاید بیشتر است. شرکت های داروسازی به جای بیماری های نادری مثل توکسوپولوس موسیز، به بیماری هایی که مزمن، طولانی و کشنده هستند و یک بازار بزرگی دارند، مثل داروهای ضد فشار خون یا ضد چربی خون نگاه می کنند.
خبرنگار بی بی سی گفت: مجوز ساخت داروها بیست سال در اختیار کسی که ثبت اختراع را در اختیار دارد می ماند بعد از آن است که شرکت های دیگر می توانند مشابه آن را تولید کنند. از آنجایی که این دارو برای بیماری کمیابی در جهان به کار می رود شرکت های داروسازی دیگری به دنبال یافتن فرمول ساخت داروی مشابه آن نرفتند. فرمول این دارو هم که فعلا دست شرکت تورینگ است.
رضا انصاری، اقتصاددان در واشنگتن می گوید: دولت مانع رقبای ایشان می شود برای اینکه از آن نوآوری استفاده بکنند و تکثیرش بکنند. اگر دسترسی به فرمول داروها برای عموم آزاد بود چنین حق انحصاری برای شرکت ها بوجود نمی آمد.
خبرنگار بی بی سی گفت: سؤال اینجاست که اگر اینطور باشد به قول اهل تجارت دست زیاد نمی شود و بازار تحقیق و نوآوری بی رونق نمی شود؟
انصاری در پاسخ گفت: از نظر اقتصاددان ها اصولا ثروت با تکثیر نوآوری خلق و منتشر می شود.


-----------------

باز هم سرقت از تلگرام


پادشاهی وزیری داشت که هر اتفاقی می افتادمیگفت:خیراست!!
روزی دست پادشاه درسنگلاخها گیرکرد ومجبور شدند انگشتش را قطع کنند،وزیردر صحنه حاضر بودگفت:خیراست!

پادشاه ازدرد به خود میپیچید،از رفتار وزیر عصبی شد،اورا به زندان انداخت،۱سال بعد پادشاه که برای شکار به کوه رفته بود،در دام قبیله ای گرفتارشد که بنا بر اعتقادات خود،هرسال ۱نفررا که دینش باانها مختلف بود،سر میبرندو لازمه اعدام ان شخص این بودکه بدنش سالم باشد
وقتی دیدند اسیر،یکی از انگشتانش قطع شده،وی را رها کردند
انجا بود که پادشاه به یاد حرف وزیر افتاد که زمان قطع انگشتش گفته بود:خیر است!
پادشاه دستور ازادی وزیر را داد
وقتی وزیر ازاد شد و ماجرای اسارت پادشاه را از زبان اوشنید،گفت:خیراست!
پادشاه گفت:دیگرچرا؟؟؟
وزیر گفت:از این جهت خیراست که اگرمرا به زندان نینداخته بودی و زمان اسارت به همراهت بودم،مرا به جای تو اعدام میکردند......
....در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست....





موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۲۶
سعید

نظرات  (۳)

۲۷ آذر ۹۴ ، ۰۰:۵۲ یک خبرنگار ...
سلام ،
حکایت پادشاه و وزیر بسیار جالب بود !! ... :)
به خصوص شعر پایانی ...

+ اینکه سرقت نیست ...
باز نشر هست ...
و در نوع خودش کاری بس مفید ...
پاسخ:
سلام

ممنونم
به به چه پیام های خوبی از تلگرام
البته من دیگه باید کم کم به مدت یک ماه دور این تلگرام رو خط بکشم چون فصل امتحانات ،ما هم که پامون رو گذاشتیم فضای ارشد بازم مث فضای کارشناسی تنبل و همه رو جمع کردیم گذاشتیم شب امتحان...
البته متاسفانه...
حالا هم بکووووب باید بخونیم...
کاش همیشه فقط همین پیام ها در تلگرام رد وبدل میشد...
بعضی از پیام ها خیلی زشت و بی مفهوم...

پاسخ:
درسهاتو رو بخونید که بعدا افسوس زمان های از دست رفته رو نخورید

با چاقو هم میشه کسی رو کشت و هم میشه کسی رو نجات داد!
۰۲ دی ۹۴ ، ۱۹:۱۱ بابا شاه
بیشتر دکتر ها همین جورین
حالا فرقی نمیکنه اسمشونو هرچی بگذارن بیوتکنولوژیست یا حتی مامایی یا داخلی یا جراح و ....
مثل سیاسیون میمونن دنبال منافع مالی و شغلی خودشونن فقط

پاسخ:
خداوند همه رو به راه راست هدایت کنه و به ما هم انصاف عنایت بفرمایند

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی